قطعه گمشده

آرشیو برای شخصی

بدون شرح!

۱۴ تیر، ۱۳۸۹

نوشته شده توسط احمد در: شخصی

۸/۳۰ – منزل
دوباره یادم رفته بود پرده رو شب بکشم. آفتاب صاف تو صورتم بود. به زور با صورتی ورقلمبیده رفتم زیر دوش. عضلاتم هنوز منقبض بود. سردم بود. کورمال کورمال دست کشیدم رو دیوار و کولر رو خاموش کردم و برگشتم زیر دوش. تا اومدم شیرآبو باز کنم، پام لیز خورد و رفتم تو [...]

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Print this article!

رویاهای پوشالی

۲۹ تیر، ۱۳۸۸

نوشته شده توسط احمد در: شخصی

- فاطمی؟
- بیا بالا…
سوار شدم، راننده رنگ و روی پریده‌ای داشت، لُپاش تا نیم وجب گود رفته بود. چهره‌ تکیده‌ای داشت و روی چشاش یک فریم عینک به حالش زار می‌زد. عجب فریمی داشت. داشتم از خنده روده‌بر می‌شدم. به زحمت جلوی خودمو گرفتم. بنده خدا کلاً چار پنج‌تا دندون بیشتر نداشت که گله به [...]

  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Print this article!
برچسب‌ها: ,

من

مرزی بسیار ظریف بین خلاقیت، نبوغ و سادگی وجود دارد. همیشه سعی کرده‌ام در زندگی، این مرز را کمرنگ و کم‌رنگ‌‌تر کنم . . .

اشتراک